تبليغاتX
حرفای خودمونی
شناخت مسلک ساختگی وهابیت و چند سوال از وهابیت و اهل سنت (سنت عمر) - پاسخ به شبهات وهابيت

 

 

بسم اللّه الرحمن الرحيم‏

الحمد للّه ربّ العالمين والصلوة والسلام على محمّد وآله الطيّبين الطاهرين .

با عرض سلام خدمت دوستان و كاربران عزيز و گرامي

در ادامه‌ي شناخت مسلك ساختگي و زاييده استعمارِ وهابيت، و خرافه بودن و كذب محض بودن افكار و عقايد و فقه آنان كه حتي مورد ردّ و انتقاد اهل سنّت هم هست، اين چند پست اخير را به سؤالاتي از آنان اختصاص مي‌دهيم .

در ابتدا،با موضوعي با عنوان زير، بحث خود را آغاز مي‌كنيم. در اين قسمت مي‌خواهم حرفهايي خودماني با اين عوامل فساد و متّه به خشخاش گذاران و آتش بياران معركه‌ي عمر (اهل سنت) بزنيم.

اميد است كه با سعه‌ي صدر پاي اين حرفهاي خودماني بنشينند و در پايان از كفر خود دست كشيده و با توبه و استغفار، به مذهب حقّه و الهي و اسلامي تشيّع مشرّف شوند، تا بذر نفاق و دشمني برچيده شود و مقدمات ظهور سيّد و مولاي همه‌ي جهانيان، حضرت حجة بن الحسن العسكري روحي و ارواح‌العالمين لتراب مقدمه الفداه، فراهم شود و زمين به يمن قدم‌هاي مقدس حضرتش آغشته به عطر محمدّي صلي الله عليه و آله و سلّم گردد.

انشاء الله

 

 تهاجم عليه شيعه ، چرا؟

در ميان مذاهب اسلامى تنها مذهب برخاسته از قرآن و سنّت راستين رسول اكرم ( ص ) مذهب شيعه است .

اين مذهب ، در مقايسه با ديگر مذاهب مورد تأييد حكومت‏ها ، بهترين و غنى‏ترين برنامه‏ها را در زمينه‏هاى فقهى ، فرهنگى ، سياسى و اقتصادى ارائه كرده است .

تشيّع ، در هيچ زمان و شرايطى ، با ظلم و استبداد ، سازش ننموده و تسليم حكومت‏ها و حاكمان جور نشده است ، و بدين جهت همواره مورد تهاجم دشمنان بوده وحكومت‏هاى استبدادى از هر گونه مبارزه و مخدوش كردن چهره نورانى‏اش دريغ نورزيده‏اند .

شيعه با الهام از رهبر و پيشواى به حقّ خود امير مؤمنان ( ع ) كه فرموده :

« كونا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً ، أوصيكما وجميع ولدي وأهلي ومن بلغه كتابي . . . »[1] ، پيوسته با همه مظاهر استبداد در ستيز بوده و حمايت از مظلومان وستمديدگان را شعار خويش ساخته است .

ولى در مكتب خلفا ، نه تنها آثارى ازمبارزه با ظلم‏پيشگان و حكومت‏هاى مستبد به چشم نمى‏خورد ؛ بلكه تمام تلاش خود را در توجيه استبداد حكومت‏هاى جور به كار برده و با احاديثى كه به رسول اكرم ( ص ) نسبت داده‏اند به پيروان خود القا مى‏كنند كه وظيفه ملّت ، فرمانبردارى از حاكمان جامعه است ، اگر چه دامن آنان به ظلم و استبداد آلوده باشد ، زيرا آنها مسؤول كارهاى خويش و ملّت نيز مسؤول كارهاى خود است :

 « إسمعوا وأطيعوا فإنّما عليهم ما حمّلوا وعليكم ما حملّتم »[2]

آرى ! چقدر تفاوت است ميان سخنى كه به بالاترين مقام يك مذهب ( عمر بن خطّاب ) نسبت داده‏اند ، كه گفته : اگر حاكم اسلامى ظلم پيشه كرد و شما را مورد ضرب و شتم قرار داد ، و از حقوق مسلّم خود ، محروم ساخت و دستور خلاف دين و شريعت صادر كرد وظيفه شما فرمانبرى بى چون و چرا از اوست و همه اينها جزو دين است!

« فأطع الإمام . . . إن ضربك فاصبر ، وإن أمرك بأمر فاصبر ، وإن حرَمَك فاصبر ، وإن ظلمك فاصبر ، وإن أمرك بأمر ينقص دينك فقل : سمع وطاعة ، دمي دون ديني » [3]

وميان شعار سرور آزادگان حسين بن على ( ع ) در روز عاشورا : « فإنّي لا أرى الموت إلّا سعادة ولا الحياة مع الظالمين إلّا برماً »[4] شهادت در راه مبارزه با ظلم و استبداد را سعادت ، و زندگى در سايه حكومت ستم‏پيشگان و سازش با استبدادگران را مايه ننگ مى‏داند .

و چقدر فرق است بين فقهاى يك مذهب كه فتوا مى‏دهند : هر گونه قيام و مبارزه با حاكمان فاسق و ستم پيشه خلاف شرع است :

« وأمّا الخروج عليهم وقتالهم ، فحرام بإجماع المسلمين وإن كانوا فسقة ظالمين »[5]

 و ميان فقهاى مذهبى كه مى‏گويند : اگر سكوت دانشمندان دينى ، باعث شود كه حاكمان ستمگر بر ارتكاب گناه و ايجاد بدعت جرأت پيدا كنند ، بر آنان لازم و واجب هست كه سكوت خود را شكسته و در برابر ستمگران خروش بر آورند :

« لو كان سكوت علماء الدين ورؤساء المذهب - أعلى اللَّه كلمتهم - موجباً لجرأة الظلمة على ارتكاب سائر المحرّمات وإبداع البدع ، يحرم عليهم السكوت ويجب عليهم الانكار »[6]

 

آمار تكان دهنده تهاجم بر ضدّ مكتب شيعه

با توجّه به نكات ياد شده ، همواره حكومت‏هاى جور ، با تمام توان و امكانات خود ، در حال مبارزه با مذهب شيعه بوده و از گسترش فرهنگ ظلم ستيز آن جلوگيرى كرده‏اند .

اين روش ، از آغاز افتراق امّت به دو فرقه شيعه وسنّى ، شروع گرديده و هرچه جلوتر رفته ، وسعت بيشترى به‏خود گرفته است .

در سالهاى اخير ، شاهد تهاجم شديدى از طرف وهّابيّت ، به فرهنگ نورانى شيعه بوده‏ايم و با توجّه به اعلام سفارت جمهورى اسلامى ايران در پاكستان ، فقط در ظرف يك سال ، 60 عنوان كتاب با شمارگان 30 ميليونى ، بر ضدّ شيعه ، چاپ و منتشر شده است[7]

فقط در ايّام حجّ سال 1381 ، ده ميليون و 685 هزار جلد كتاب به 20 زبان زنده دنيا ، ( غالباً بر ضدّ شيعه ) توسّط دولت سعودى در ميان زائران خانه خدا ، توزيع شده است.[8]

يكى از روحانيون سرشناس شيعه در منطقه قطيف كشور سعودى ، در شب 12 رجب ( 1382 ) در مكّه مكرّمه اظهار داشت : كتاب « للّه ثمّ للتاريخ » را با كاميون‏هاى بزرگ در منطقه قطيف و احساء در ميان شيعيان به رايگان توزيع كرده‏اند .

همين كتاب ، در كشور كويت سال 1380 هجرى شمسى در يكصد هزار تيراژ چاپ و منتشر گرديد كه توسّط جمهوري اسلامي ايران به دولت كويت اعلام گرديد : اگر از نشر و توزيع اين كتاب موهن و ضدّ شيعه جلوگيرى نشود ، بيم آن مى‏رود كه كويت ، به لبنان ديگرى در منطقه تبديل شود.[9]

در برخى از مؤسّسات پژوهشى ، كتاب‏هايى كه در طول 14 قرن بر ضدّ شيعه چاپ و منتشر شده ، تهيّه و يا شناسايى شده ، و آمار آن‏ها از مرز 5000 عنوان تجاوز كرده است .

از اين مجموعه ، 3000 عنوان به زبان اردو ، 1500 عنوان به زبان عربى و 500 عنوان به زبان‏هاى مختلف ديگر است.

محتويات اين كتب مورد مطالعه قرار گرفته و تاكنون هزاران شبهه در صدها عنوان ، استخراج و گرد آورى شده است .

با اين‏كه اين شبهات ، غالباً از افترا و دروغ و يا جهل ونادانى سرچشمه گرفته است ، ولى از مسؤوليّت اساتيد ودانش‏پژوهان در پاسخ‏گويى به آن‏ها كاسته نمى‏شود .

 



1- نهج البلاغه : نامه 47 .

2- صحيح مسلم ، ج 6 ، ص 19 ، كتاب الامارة ، باب الأمر بالصبر عند ظلم الولاة ، سنن البيهقي ، ج 8 ، ص 158 .

3- سنن البيهقي ج 8 ص 159 ؛ المصنَّف لابن أبي شيبة ، ج 7ص 737 ؛ الدرالمنثور ج 2 ص 177 و كنز العمال ، ج 5 ص 778 . .

4- مناقب ابن شهر آشوب ، ج‏3 ، ص‏224 ؛ بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 192 .

5- شرح صحيح مسلم للنووي ، ج 12 ، ص 229 ؛ شرح المقاصد للتفتازاني ، ج 2 ، ص 71 ؛ المواقف للقاضي الإيجي ، ج 8 ، ص 349 . .

6- تحرير الوسيله ، ج 1 ، ص 450 . .
7- مجله تراثنا ، شماره 6 ، ص 32 ، مقاله موقف الشيعه من هجمات الخصوم . .
8- مجلّه ميقات ، شماره 43 ، ص 198 ، به نقل از روزنامه عكاظ ، مورّخ 11 / 9 / 81 . .
9- جريده « الرأي العام الكويتيّة » به تاريخ 30 / 6 / 2001 . نامه مذكور در سايت‏هاى مختلف اينترنت قرار گرفته است . .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 17:33  توسط بچه شیعه  | 

در خصوص پاسخ به يكي از دوستان در وبلاگ خودش به آدرس :

http://www.imamalkhalgh.blogfa.com/

سؤال:وقتي طرفين بحث اعتقاد دارند كه دليل و سند مجاب و كافي براي لعن و نفرين طرف مقابل دارند آيا لعن و نفرين و بعلاوه اهانت وتهمت و افترا در مباحثه هاي علمي و روشنگرانه اجتماعي پيشبرنده انديشه ورزان و دانشمندان است يا نگهدارنده و توقف دهنده آنها مي شود؟

جواب:

براي ما مهم هست كه جلو ايجاد شبهه و انحراف به اصطلاح روشنفكران!! را بگيريم. ولي وقتي آنها قابل اصلاح نباشند، آيا ما هم بايد دست از اعتقاداتمان برداريم؟

آيا بايد دست روي دست گذاشت و نگفته‌هايي را كه عمر لعنت الله عليه باعث آن بود، ما هم نگوييم؟؟

ما مأمور به تكليف هستيم نه مأمور به نتيجه. بايستي حرف‌هاي دين، كه از زبان گهر بار معصومين عليهم السلام بيان شده را بازگو كنيم و در دفاع از دين خود از هيچ كوششي غفلت نورزيم. حالا آنها خواهند هدايت شوند، خواهند نشوند.

خداوند در قران مجيد مي‌فرمايد:

                        « انا هديناه السبيل اِمّا شاكراً و اِمّا كفورا»

                        ما او را به را راست هدايت كرديم. خواه شكرگزار باشد، خواه كفران (نعمت) كند.

پس دوست عزيز ما بايد وظيفه‌ي خودمان را طبق سنت نبوي و سيره‌ي معصومين عليهم السلام انجام دهيم و اجر خود را ببريم. ديگر هدايت يا ضلالت گمراهان دست ما نيست.

البته سؤالهاي ديگري نيز پرسيده شده كه جواب همگي همين مقول مي‌باشد.

چند سؤال:

آیا اگه سقیفه تشکیل نمی شد و خلافت غصب نمی گردید و این همه تحریف و تشکیک و تفکیک در دین بوجود نميومد آیا باطلی وجود داشت ؟؟؟؟ حالا که توسط سقیفه نشینان چنین جنایاتی رخ می ده، باید حقایق پنهان، آشکار بشه و جهانیان بدونن چیزهایی رو که مخفی مونده.

اگه ما هم نخواهیم مصائبی را که بر امیرالمومنین علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلي الله عليه و آله گذشت را بیان کنیم آیا شیعه هستیم؟

آیا مصداق این عمل و دستور عمر علیه العنه و العذاب قرار نمي‌گيريم كه دستور داد كسي حق ندارد حديث نقل كند و بنشينيد در مسجد و جوك بگيد؟

سؤالهايي ديگر:

منظور از اين عمل عمر چه بود؟

چه اهداف شومي در سر داشت؟

اگر مسلمين احاديث پيامبر را نقل مي‌كردند، مگر چه مشكلي براي خلفاي غاصب پيش مي‌آمد؟

دوست عزيز بياييد چشمهايمان را بر روي حقيقتهاي پنهان باز كنيم و با بازگويي مصائب، جهانيان را روشن كنيم و حداقل جلوي انحراف عده‌اي شيعه كه سست عقيده هستند يا آگاهي كامل از مسائل دين ندارند، بگيريم.

در ضمن در مورد وجوب لعن بر عمر و موافقينش احاديث متعددي وجود دارد كه در وبلاگ (ياس كبود علي) تعدادي هست كه خوب هست عزيزان مطالعه كنن.

http://www.yasekaboodeali.blogfa.com/

عنوان پست:

لعن و بیزاری خداوند از عمر و ابوبکر و وعده عذاب الهی

اگر حلال زاده‌ای و شیر پاک خورده‌ای

مطاعن عمر لعنت الله علیه و آله و اتباعه و محبینه

فضيلت نهم ربيع (قسمت اول و دوم)

البته اين دوست عزيز مطالب خيلي خوبي در وبلاگش داره ولي در اين مورد وظيفه‌ي ما كمك به نااهل، با ندانسته مخفي كردن چيزاهايي كه بايد آشكار كنيم، نيست؛ بلكه بيان ظلمِ ظالم و ستم‌هايي كه در طول تاريخ بر اهل بيت عليهم السلام روا داشته شده است، مي‌باشد.

به اميد روزي كه وعده‌ي الهي هرچه زودتر تحقق پيدا كند و ابرهاي سياهِ غيبت كنار رود و خورشيدِ خاندان عصمت و طهارت جمال نورانيش را بر ما بنماياند و با درخشش خود پرتو پرفروغ نورش را بر جهان و جهانيان مستولي نمايد.

اللهم عجل فرج وليك.

آمين يا رب العالمين

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 9:2  توسط بچه شیعه  | 

              شمهای از روایاتی که درباره زیارت و توسل وارد شده است

زیارت (دیدار)

1- پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «کسی که پس از مرگ به زیارت [قبر] من بیاید گویی مرا در زندگانیم زیارت کرده است» (سنن الدار قطنی ، ج 2، ص 278، ح 193)   2- پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که برای دیدار من به مدینه آید، من، روز قیامت گواه و شفیع او خواهم بود» (سنن ابو داوود، ج1 ،ص 12 ، ابن ابی الدنیا ، چنان که در کتاب وفاء الوفا ، ص1345 ، نقل کرده است.)

3- پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : « هر کسی به منظور اجر الهی برای زیارت من به مدینه آِيد روز قیامت در مجاورت من خواهد بود» (السنن الکبری / البیهقی ، ج 5 ، ص 245)  4- پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس قبر مرا زیارت کند من از او شفاعت می‌کنم.»

(سنن الدار قطنی ، ج 2 ، ص 278، ح 194)   5- از اصحاب شافعی نقل شده است : زائر پشت به قبله بأیستد در حالی که صورتش به طرف ضریح مقدس باشد و این قول احمد حنبل است . (وفاء الوفا ، ص 1378)

6- در کتاب : (العلل و السّؤالات) از عبد الله بن احمد حنبل ، نقل شده است که گفت : از پدرم پرسیدم : شخصی با دست مالیدن به منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله تبرک می‌جوید و آن را می‌بوسد و به امید اجر و ثواب از خداوند ، نسبت به قبر آن حضرت همین کار را انجام میدهد . گفت اشکالی ندارد. (وفاء الوفاء ص 1404)

7- محب طبری می‌گوید: بوسیدن و مس کردن قبر جایز است و عمل دانشمندان و بندگان صالح نیز بر این است . (وفاء الوفا ص 1406)

8- حدیث امام جعفر صادق علیه السلام از پدرانش که درود خدا بر آنها باد چنین است : حضرت فاطِمَه علیها السلام هر جمعه به زیارت قبر حمزه می‌رفت ( تفسیر قرطبی ، ج 10، ص 248)

 

توسل

1- دعای پیامبر صلی الله علیه و آله : « خدایا تو را سوگند می‌دهم به حقی که سؤال کنندگان بر تو دارند که ...» . (عمل الیوم و اللیله / ابن سنّی ص 82)   2- ساوی حنبلی در کتاب (المستوعب) باب زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله می‌گوید: زایر نزد قبر می‌آید روبروی آن پشت به قبله و در طرف راست منبر بأیستد. آنگاه راجع به کیفیت سلام و دعا گفته است : چنین بگوید: « اللهم إنَّکَ قلت فی کتابک لنبیک صلی الله علیه و آله : (و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله و اسغفر لهم الرَّسول ...) و انی قد اتیت نبیک مستغفراً فأسألک آن توجب لی المغفره کما اوجبتها لمن اتاه فی حیاته اللهم انی اتوجه الیک بنبیک» صلی الله علیه و آله ...

3- در صحيفه سجادیه از امام سجاد عَلِی بن حسین علیه السلام روایت شده: « پروردگارا به حق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله تو را سوگند می‌دهم که مرا از هر گونه اندوهی نجات ده»     4- ابو علی خلال ، بزرگ حنبلیها گفته است : هر کار مهمی برای من پیش می‌آمد ، نزد قبر مُوسی بن جعفر علیه السلام حاضر و متوسل می‌شدم و حاجت خود را می‌گرفتم(تاریخ بغداد، ج1 ، ص 120)

5- امام شافعی گفته است : من هر روز بر سر قبر ابوحنیفه می‌روم و به آن وسیله تبرک می‌جویم و هر گاه حاجتی داشته ام ، دو رکعت نماز خوانده و بر سر قبر او حاضر شده ، آن جا حاجت را از خدا خواسته ام و بدون تعجب بر آورده شده است.(تاریخ بغداد ، ج 1 ، ص 123، مناقب ابی حنیفه تألیف خوارزمی ، ج 2 ، ص 199)    6- ابوبکر محمد بن مؤمّل گفت : روزی در خدمت پیشوای اَهْلِ حدیث ، ابوبکر بن خزیمه و همتایش ابو علی ثقفی با گروهی از بزرگانمان که جمع زیادی بودند، به سوی قبر عَلِی بنَ مُوسی الرضا علیه السلام در طوس رفتیم. ابن خزیمه را دیدم چنان در مقابل قبر و بقعه او تعظیم و تواضع و زاری می‌کند که همه ما را به حیرت واداشت. (تهذیب التهذیب ، ج 7 ، ص 339، شرح حال عَلِی بنَ اَبی طالِب نزارین حیان اسدی.)

7- ابن تیمیه می‌گوید: از احمد بن حنبل در کتاب (منسک المروزی) توسل به پیامبر صلی الله علیه و آله و دعا ، نزد (قبر) آن حضرت نقل شده است و نیز ابن تیمیه همین مطلب را از ابن ابی دنیا به طرق گوناگونی که گواه بر صحت آن می‌باشد ، نقل کرده است. (التوسل و الوسیله از ابن تیمیه ، ص 6 – 105)    

آنچه گفته شد اندکی گزیده از بسیار بود وگرنه در سیره گذشتگان و سخنان آنها راجع به این موضوع مطالبی نامحدود وجود دارد حکم فقط حکم الله است.

تنها توا را مي‌پرستيم و از تو کمک مي‌خواهيم.  چه کسي نزداو شفاعت برخيزد مگر به فرمان او؟  شفاعت نمي‌کنند مگر از کسي که خدا راضي باشد.  معبودي جز خدا نيست.    شفاعت از غير خدا روا نيست.    قال رسول الله صلي الله عليه و آله يخرج ألنّاس من قبل المشرق يقرأون القرآن لايجاوز تراقيهم ، يمرقون من الدين کما يمرق السهم من الرمية سيماهم التحليق.

قال رسول الله صلي الله عليه و آله ... يقتلون اَهْلِ الاسلام و يدعون اَهْلِ الاوثان.    من زارني بعد مماتي فکانّما زارني في حياتي.   من زارني الي المدينه ، کنت له شهيداًً و شيعاً يوم الْقِيامةِ.   من زارني محتسباً الي المدينه کان في جواري يوم الْقِيامةِ.   من زار قبري وجبت له شفاعتي.   خداوندا تو در کتابت به پيامبرت ، فرموده اي (اگر امت وقتي که به خود ستم کرند ، پيش تو آيند و از خدا آمرزش بخواهند و پيامبر نيز براي آنها طلب آمرزش کند)(نساء / 24)

حال من براي طلب آمرزش نزد پيامبر تو آمده ام و از تو مي‌خواهم که مرا مستوجب مغفرت خود سازي چنان که هر کس در زندگي پيش او مي‌آمد وي را مشول آمرزشت مي‌ساختي خدايا من به وسيله پيامبرت رو به تو آورده ام ...

و خلعتني يا رب بحق محمد و آل محمد من کل غمّ.

آمين

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 3:12  توسط بچه شیعه  | 

 

" لِيُعِدَّ اَحَدُ کُم لِخُرُوجِ القائِمِ (ع) وَ لَو سَهماً . فَاِن عَلِمَ الله ذلِکَ مِن نِيَّتِهِ رَجَوتُ لِأن يُنسَأ في عُمُرِهِ حَتّي يُدرِکَهُ وَ يَکُونَ مِن اَعوانِهِ وَ اَنصارِهِ ".

" هر يک از شما خودش را براي خروج قائم (ع) آماده کند ولو با تهيه کردن يک تير ، که اگر خداوند اين آمادگي را در نيت شما ببيند ، اميدوار هستم که خداوند در اجلتان مهلت دهد تا ظهور او را درک کرده از اعوان و انصار آن بزرگوار باشيد . (1)

 

1- بحار الانوار جلد 52 ، صفحه 366

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 6:15  توسط بچه شیعه  |